close
تبلیغات در اینترنت
وبلاگicon
پایگاه فرهنگے مادحان
.:توجه:کاربر گرامی لطفا سایت مارا با مرور گر های پیشنهادی (اپرا،گوگل کروم و فایر فاکس)باز کنید زیرا با مرور گر های دیگر نظیر اینترنت اکسپلورر قالب سایت به خوبی اجرا نمی گردد.باتشکر مدیریت سایت:.
ورود اعضای سایت
نام کاربری :
رمز عبور :

آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 1
» اعضای آنلاین : 0
» تعداد اعضا : 18

» عضو شوید
» ارسال کلمه عبور


» آمار مطالب
» کل مطالب : 76

» آمار بازدید
» بازدید امروز : 64 نفر
» باردید دیروز : 0 نفر
» ورودی امروز گوگل : 1
» ورودی گوگل دیروز : 0
» بازدید هفته : 64 نفر
» بازدید ماه : 64 نفر
» بازدید سال : 64 نفر
» بازدید کلی : 136,239 نفر
» تاریخ : جمعه 01 تیر 1397
مرور گر پیشنهادی ما
google-chrome google-chrome
رمزینه
مطالب اخیر وبگاه
مطالب اخیر انجمن

مجلس عزاداري
بي شک پرحجم ترين و مهمترين کار يک مداح ، اداره مجلس عزاداري است و از اهميت بيشتري نسبت به ساير وظايف او برخوردار است.
اولين شرط ورود به مجلس عزاداري آن است که ذاکر هميشه آماده و مستعد وارد مجلس شود . خواه قرار بر خواندن او باشد خواه نباشد . به طور کلي مداح هميشه بايد آمادگي خود را براي انجام وظيفه حفظ کند ، چه بسا خيلي از مجلس بدون هماهنگي و وعده هاي قبلي تشکيل مي شوند . همچنين برخي از مجلس به صورت اتفاقي منعقد مي گردند و از هيچ مداحي اين عذر پذيرفته نمي شود که بگويد الان آمادگي براي خواندن ندارم. لذا هميشه به خاطر داشته باشيد ، به محض اينکه براي اولين بار در انظار پشت تريبون قرار گرفتيد ، شما در نظر مردم به عنوان خواننده شناخته مي شويد ، بالاخص که از پس اين کار هم به خوبي بر آييد.
در اين جا به مناسبت ، به چند تذکر در اين زمينه توجه فرماييد.
نخست آنکه سعي کنيد به واسطه پرهيز و تمرين روزي يک ربع الي نيم ساعت ، هميشه ، آمادگي حنجره تان را حفظ کنيد و تصور کنيد که امروز قرار است برنامه اجرا نماييد . اين آمادگي در دهه هاي مختلف بالاخص دهه هاي محرم بايد بيشتر حفظ شود.
دوم آنکه در اوقات بيکاري و فراغت به حفظ شعر ، شور ، و يا حتي نوحه بپردازيد ، زيرا تسلط کسي که از حفظ مي خواند بسيار بيشتر از کسي است که از روي نوشته اجراي برنامه مي کند و گذشته از آن ممکن است چراغ قوه و نوشته همراه نداشته باشيد و غافلگير شويد و چون امکان دارد که در حين مداحي شخص ديگري از شما بخواهند که فيض بدهيد و به قول استادي سلاح مداح شعر است و مداح خوب کسي است که از هر معصومي يک شعر و يک نوحه و يا حداقل چند خط زمينه حفظ داشته باشد. چون براي مبتدي ، در اول راه حفظ کردن شعر تمامي حضرات معصومين عليهم السلام سخت و مشکل است بهتر است ابتدا مقاديري شعر ، در مدح يا در سوگ حضراتي که بيشتر به آنها توسل مي شود حفظ کرد. مانند امام زمان (عج) ، امام حسين (ع) ، حضرت زهرا (س) ، حضرت عباس (ع) ، حضرت زينب (س) ، حضرت رقيه (س) ، حضرت علي اصغر (ع) و سعي کنيد شعري را حفظ نماييد که مناسب هر گونه مجلسي باشد و به اصطلاح يک شعر قوي باشد و خوب روي آن کار کرده به طوري که آن را در حالات مختلف از بر نموده باشيد مثلا بتوانيد اقتضاي مجلس ، فقط شاه بيت هاي ان را بخوانيد و يا در شور دادن يا واحد خواندن از ان استفاده نماييد .
سوم آنکه حتي المقدور قبل از ورود به مجلس چراغ قوه ، اشعار مختلف و دستمال اشک به همراه داشته باشيد . نکته ديگر که در اين جا هست اين است که اگر مي خواهيد از روي نوشته بخوانيد حتما بايد روي آن به اندازه کافي کار کرده و تسلط کافي داشته باشيد . حتي اگر حفظ شويد و آن را براي احتياط برداريد ، بسيار بهتر است . نه اينکه شعري را بدون آمادگي قبلي از جيب مان در آورديم و شروع به خواندن آن کنيم .
چهارم آنکه قبل از شروع مجلس يا زمان اجراي برنامه خود در مجلس حاضر باشيد . که هم در آرامش شما تاثير خواهد داشت و هم فرصت مي کنيد خصوصي با آن معصومي که مي خواهيد روضه اش را بخوانيد ، خلوت کنيد و از او مدد بخواهيد تا خلوص نيت در عمل پيدا کنيد و دست شما را به عنوان يکي از خادمين خودشان ، بگيرند و در انجام وظيفه ياري تان کنند و چه نيکوست که اين به صورت يک برنامه ، براي شما در آيد و هميشه با توسل و توکل ميکروفون را به دست گيريد.
فايده مهم ديگر در حاضر شدن قبل از زمان اجراي برنامه فضيلت نيکو و سنت پسنديده وفاي به عهد است که موجب آبرومندي شما و دلگرمي و علاقه باني مجلس و مردم به شما و همچنين مورد پسند واقع شدن مجلس تان براي صاحبان اصلي مجلس مي گردد.
پنجم بايد سعي داشته باشيم تا انگيزه خود را نسبت به شرکت در مجالس عزاداري اهل بيت عليهم السلام يک انگيزه دروني محکم قرار دهيم . بايد از نگاه محبت عاشق و معشوق به اهل بيت عليهم السلام توسل داشت نه فقط براي بر اورده شدن حاجات به آنها توسل جوئيم زير با بر آورده شدن حاجات ، انگيزه کم رنگ مي شود . بايد باور کنيم که رفتن ما به اين مجالس به دليل احتياج باطني ماست نه فقط براي قضاي حاجات و مشکلات مان .
ششم آنکه قبل از اجراي برنامه کمي زمزمه کنيد تا رگه هاي صدا از بين برود و حتما مقداري آب ولرم بنوشيد تا حنجره شما گرم شده و از خشکي در آيد و نيز محل نشستن خود را موقع خواندن و سينه زدن تعيين کنيد تا درحين اجراي برنامه مجبور نشويد جا به جا شويد.
هفتم اينکه سعي کنيد قبل از اجراي برنامه ، چيزي بخوريد ، تا موقع خواندن گرسنه نشويد زيرا يکي از عوامل بروز گرفتگي در حنجره ضعف مي باشد . امام بايد توجه داشت که غذا تا حد امکان بايد سبک و بدون چربي و چيز هايي که قبلا توصيه شد ، باشد و همچنين اندک بوده تا باعث از بين رفتن روح توسل نگردد و اگر مدتي با اجراي برنامه فاصله داشته باشد ، بهتر است تا خوب هضم شده و بين برنامه براي شما مشکل ايجاد نکند . و در نهايت اينکه قبل از اجراي برنامه در معرض باد شديد قرار نگيرد . زيرا باد خوردن حنجره ، باعث گرفتن صدا مي شود . اگر خواستيد با وسيله نقليه اي مانند موتورسيکلت به مجلس برويد حتما با استفاده از يک شال گردن يا چيزي شبيه آن مانع باد خوردن حنجره بشويد و نيز در فصل زمستان هميشه از شال گردن استفاده نماييد چون تنفس در هواي سرد نيز چنين اثري خواهد داشت .


حفظ کردن شعر
همان گونه که اشاره شد ، شعر از بهترين ابزار مداحي است و اگر خواننده اي مجلس را با شعرخواني اداره کند بهتر از حرف زدن است و در واقع مجلس حالت جا افتاده تري به خود مي گيرد . البته اين مقوله در مجالس مختلف ، فرق مي کند اما در هر حال اگر مداح ، مجلس را با شعر بگرداند ، در واقع محفل حالت دو طرفه پيدا مي کند و مداح ، مستمع را در پيشبرد مجلس ، شريک مي نمايد و مستمع نيز با اين تشريک مساعي ، خود را در مجلس سهيم مي کند و مستمع بهتر زبان گرفته و هر چه از شعر بفهمد را با زبان حال خود همراه مي کند .اما اگر مداح فقط حرف بزند و کمتر شعر بخواند ، مجلس حالت يک طرفه پيدا کرده و مستمع زبان نمي گيرد و همه کار به دوش مداح گذاشته شده و مستمع فقط جنبه شنونده و گريه کن پيدا مي کند.
اما در حالت قبل با مداح همزباني مي نمايد . و چه زيباست که اشعاري که خوانده مي شود از حفظ باشد تا تسلط مداح در بهتر پياده کردن آن بيشتر گردد . تجربه به خوبي ثابت کرده ، مداحي که از بر شعر مي خواند ، تسلط بيشتري بر احوال خود و مستمع اش دارد ، اما کسي که شعر را حفظ نيست خيلي نمي تواند روي شعر مانور دهد و اشک بگيرد و به قول استاد ما : کسي که شعر را حفظ نيست ، توي چراغ قوه و نوشته و ميکروفون گير است . در اين قسمت به برخي محاسن حفظ اشعار مي پردازيم
اول :
کسي که شعر را از بر کرده است با خاطري آسوده تر و مطمئن تر ميکروفون را در دست مي گيرد و اضطراب او به مراتب کمتر از کسي است که شعر را حفظ نکرده و بر آن مسلط نيست ، به همين دليل راحت تر با مستمع ارتباط بر قرار مي کند و همراه با او جلو مي رود . در نتيجه بيشتر متوجه مستمع است تا خود و او را بهتر زير نظر دارد و همين باعث مي شود که اگر احساس کرد شعرش ، خوب جا نيفتاده است ، دوباره تکرار کند و يا اگر به هر دليلي شعر را خوب تحويل نمي گيرد ، زود رد شود
دوم :
حفظ شعر اين قدرت را به مداح مي دهد که از همه حرکات دست خود براي استفاده رساندن به مستمع کمک گيرد ، امام از دستاني که در ان ميکروفون ، چراغ قوه و کاغذ شعر است اين کار بر نمي آيد و مدام بايد نگاه ذاکر در نور ضعيف چراغ قوه ، روي کاغذ باشد و هم از مستمع خود غافل شود و هم نتواند با حرکات دست و سر ، بهتر ايفاي نقش نمايد
سوم :
حفظ شعر باعث شناختن بيشتر خود شعر نيز مي شود به اين ترتيب که با تسلط بيشتر بر آن ، بزنگاه شعر مشخص شده و به موقع خوانده مي شود و به اصطلاح شعر حرام نمي شود و مداح هر بيت را در جاي خود و مناسب با حل مجلس مي خواند و ببيشترين استفاده را از شعري که خوانده به خود و مستمع مي دهد
چهارم :
اگر مداح شعر را حفظ باشد موجب مي شود که وقتي روضه اي مي خواند ، هر جا که روضه با شعري که حفظ است ، مطابقت پيدا کرد ، آن شعر را بخواند و اثر بيشتري در مجلس به جا بگذارد . بر عکس اين مسئله همه صادق است . يعني ان شعر سبب مي شود که خيلي از تکه هاي روضه به ياد شخص بيايد و آن روضه را خوانده و با آن شعر عجين سازد .
البته مطالبي که تا اينجا گفته شد حالت بسيار مطلوب خوانندگي است و اين حالت هميشه ايجاد نمي شود و به عوامل ديگري نيز بستگي دارد که متعاقبا گفته خواهد شد.


انتخاب شعر
حال ببينيم چگونه شعري بايد انتخاب شود و خصوصيات يک شعر خوب چيست و مداح بعد از يافتن آن چه کارهايي را بايد روي آن انجام بدهد . گفتي ها در وادي شعر بسيار است . اينکه چه شعري را انتخاب کنيم و چگونه آن را بخوانيم ، را به ذوق و سليقه خودتان واگذار مي کنيم . چون مقتضاي هر مجلس ، هر مستمع و هر منطقه اي با هم فرق مي کند و فقط به بيان کلياتي در اين زمينه بسنده مي کنيم.
از خصوصيات برجسته شعر خوب اين است که با مقتضيات سني و شاني مجلس سازگاري داشته باشد و از وظايف مداح است که اين مقتضيات را رعايت کند و مثلا در مجلسي که از علما و بزرگان تشکيل شده از خواندن اشعاري که سنگيني لازم را ندارد بپرهيزد و يا در مجلسي که جمعي از سالمندان و پيرغلامان اهل بيت عليهم السلام حضور دارند از خواندن اشعار فولکولوريک اجتناب ورزد تا هم احترام آنها را حفظ نموده و هم شان خود را نگه داشته باشد.
بنابراين يکي از فاکتور هاي مهم انتخاب شعر ، متناسب بودن با مجلس است.
خصوصيت ديگري که بايد در انتخاب شعر لحاظ شود قوي بودن و کلاسيک بودن آن است و کلا بايد سعي شود از اين گونه اشعار در مجالس استفاده کرد تا شعر قوي هميشه جايگاه خود را حفظ کند و شعر هايي که داراي جوهره ادبي منسجم هستند ، انتخاب شوند . خوشبختانه در فرهنگ و ادبيات ما ، شعر جايگاه بالا و والايي دارد و ادبيات شعري ، شناخته شده ترين و منسجم ترين شاکله را در دنيا دارد.
بعد از يافتن شعري که داراي تمام خصوصيات فوق الذکر ، اعم از تناسب با مجلس و قوي بودن و مايه داشتن شعر از نظر ادبي و تناسب داشتن با روضه اي که قرار است خوانده شود ، نوبت مي رسد به پرداختن به خصوصيات و ويژگي هاي ظاهري شعر
اولين کار اين است که مداح ، وقف و ابتداها را در شعر بيابد . يعني با چند بار خواندن آن ، در يابد که کجا بايد به وقف بخواند و کجا ابتدا کند و اگر اين وقف و ابتداها زياد بود ، حتما آن را با علامت زدن مشخص نمايد تا موقع خواندن گير نکند . زيرا گير کردن مداح در شعر و اشتباه خواندن حرکات ، حاکي از عدم تسلط او بر شعر مي باشد.
نکته دوم اين است که با يک مرتبه با لحن خواندن شعر ، مقام اوج و قرود آن را بشناسد که در کدام بيت بالا رفته و در کجاي آن فرود آيد . در واقع بايد شاه بيت آن را پيدا کند و اوج صدا را روي آن بگذارد تا شعر هدر نرود و در بيتي که مطلب شعر در ان تمام مي شود ، فرود آيد . شخص نبايد در آن اشتباه کند زيرا در اين صورت شعر ، اثر خود را در مجلس نمي گذارد .
نکته سوم اينکه محل گريز زدن شعر را پيدا کند . يعني جايي که مي شود مطلب ديگري را با شعر تلفيق کرد را بيابد و آن را به عنوان بزنگاه مطلب ، در دست داشته باشد تا وقتي که مجلس آمادگي قبول را پيدا کرد ، آن را بيان کند.
نکته بعدي اينکه شعر را با روضه اي که مي خواهد بخواند ، عجين کند و هر بند از شعر با با روضه مربوط به آن همراه سازد ، نه اينکه شعر را تا آخر بخواند و بعد دوباره برگردد و روضع مربوط به آن را ارائه دهد .
حتي اگر لازم شد کنار هر بيتي ، يک کلمه را به صورت اشاره بنويسد تا موقع خواندن آن بيت ، آن مطلب هم يادش بيايد که هيچ چيز از قلم نيفتد و از دوباره گويي مطالب نير پرهيز شود.
نکته ديگر اينکه شعرش را به دو دسته ابيات اصلي و ذخيره تقسيم بندي کند تا اگر خواست بيتي را به مقتضاي محدوديت در وقف حذف نمايد ، بيت اصلي نبوده باشد تا شعر بي معني نگردد که مي تواند ابيات اصلي را با علامتي مشخص نمايد .
براي سازگاري ابيات با پرده هاي صدا و نحوه خواندن ، بايد ترتيب ابيات را با اوج و فرود ، هماهنگ ساخت به طوري که شاه بيتها در اوج و ابيات ابتدايي و ابيات فرعي ، پايين خوانده شود ، مثلا شاه بيت شعر نبايد در دو سه بند اول باشد زيرا اول شعر را بايد پايين خواند و شاه بيت پرده پايين سازگاري ندارد .
اين چکيده و گزيده اي از کليات مسائلي که در انتخاب شعر و کار روي ان بايد توچه شود . ناگفته نماند که مسائلي که ذکر داده مي شود ، جنبه کلي دارد و ما در اين کتاب به بيات کليات و فاکتور هاي کلي مي پردازيم و پي بردن به ويژگي هاي منطقه اي و ذوقي افراد و مستمعين را به عهده مداح مي گذاريم .


سلام و صلوات
در احاديث و روايات معتبر داريم دعايي که بدون حمد و ثناي الهي و ذکر نام خدا و سلام و صلوات بر محمد و آل محمد عليهم السلام شروع شود ، پذيرفته نخواهد شد . از انجايي که هدف از برپايي اين گونه از مجالس ، توسل به ائمه اطهار عليهم السلام و نتيجه گرفتن از آن است ، بايد به فرموده خودشان ، با حمد و ثناي الهي و درود فرستادن بر خاندان عصمت و طهارت شروع مي شود . تفاوتي نمي کند که مجلس عزاداري باشد و يا مجلس جشن و ميلاد ائمه هدي عليهم السلام در هر دو صورت بايد مجلس به کيفيت فوق آغاز گردد.
اين سلام و ثنا مي تواند بسيار ساده و به صورت فرستادن سه صلوات و گفتن بسم الله الرحمن الرحيم باشد و يا قسمتي از دعا يا مناجات ماء ثوره از ائمه معصومين مثل : السلام عليکم يا اهلبيت النبوه  و ... يا خواندن صيغه توبه   استغفر الله الذي لا اله الا هو ، الحي القيوم ، الرحمن الرحيم ، ذوالجلال و الاکرام ، من جميع ظلمي و جرمي و اسراقي علي نفسي و اتوب اليه   و يا خواندن دعاي فرج امام زمان (عج)  اللهم کن لوليک الحجه بن الحسن ... باشد که به فراخور مجلس انتخاب مي شود . مثلا اگر شب شهادت بود بهتر است ذکر شروع مجلس نيز به آن امام هما رابطه داشته باشد مثلا شب شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام همان قطعه اي که در دعاي توسل براي ايشان مي خوانيم ، قرائت شود و يا اگر مجلس در محرم است از لعن و سلام زيارت مقدسه عاشورا استفاده نماييم و اگر مجلس مناجات مي باشد. از خواندن صيغه توبه و يا خواندن گوشه هايي از دعاي کميل و يا قرائت فراز هايي از مناجات خمس عشر ( مناجات التائبين ) که در مفاتيح الجنان مي باشد ، بهره مند شويم.
نکته اي که در اينجا وجود دارد اين است که اگر مجلس عزاداري و روضه است ، خواندن خطبه اول آن و دادن سلام و صلوات نبايد خيلي طولاني بشود زيرا موجب خستگي و ملال مستمع مي گردد. مداح خوب کسي است که هر وقت در محدوديت زماني قرار گرفت ، وقت را طوري تنظيم نمايد که به اکثر قسمت هاي مهم برنامه خود پرداخته باشد نه اينکه کلا يک قسمت از آن را حذف کند مثلا بگويد چون وقت نيست از اصل روضه شروع کنم و بدون سلام دادن ، شروع به روضه خواني نمايد .
بايد از خواشي هر قسمت از برنامه اش مقداري بزند تا نا هماهنگي پيش نيايد . چه بسا لام دادن اول مجلس ، کاري کوچک شمرده شده و بيشتر به روضه خواندن و سينه زدن بها داده مي شود . اما توجه داشته باشيم که ادب مجلس بايد رعايت شود و سلامي هر چند کوتاه فرستاده گردد.
در محدوديت هاي زماني ، مداح مي تواند از برنامه هايي که در حاشيه توسل وجود دارد ، کسر بگذارد مثل سينه واحد زدن و ايستاده سينه زني کردن و ... نه اينکه از سلام دادن صرف نظر کند.


شعر شروع مجلس
بعد از دادن سلام و صلوات و حمد ثناي الهي ، مداح ، مجلس را با شعر شروع مي کند. اين بهترين حالت مجلس است که وقتي سلام داد شعري را به عنوان مقدمه مجلس شروع مي کند که پسنديده تر از حالتي است که بعد از سلام دادن ، مداح شروع به صحبت کردن و روضه خواندن کند. سعي کنيد هميشه مجلس ( حتي مجالس کوچک و توسلات مختصر ) را با شعر آغاز نمائيد تا حالت وزين تري به خود بگيرد.
شعري که ابتداي مجلس خوانده مي شود مي تواند اشعاري از آقا امام زمان (عج) باشد که در حال حاضر ، مجالس بيشتر به اين شکل شروع مي شوند و مي توان از اشعاري که در اين زمينه سروده شده است .
شعر اول مجلس ، هر قسمي از اين سه دسته که باشد بايد به عنوان مقدمه توسل از آن بهره جست و بايد توجه داشت که نبايد آن را اصل قرار داد ، تا جا براي اشعار روضه هم وجود داشته باشد. البته اين بدان معني نيست که با اين اشعار نمي شود مجلس گرداني کرد ، خير . مقصود اين مي باشد که اگر قرار است بعد از اين اشعار ، شعر ديگري خوانده شود ، بايد از اطاعه دادن آن پرهيز کرد تا سبب خستگي مستمع نشود و بار شعر را در اشعار بعدي بيشتر کرد . چون خواندن اين اشعار ، جنبه مقدمه دارد و به سبب آماده شدن مستمع ، براي گوش دادن روضه خوانده مي شود زيرا در اول مجلس ، مستمع هنوز ، آمادگي روضه گوش کردن را ندارد و بايد او را آماده ساخت و هر کجا که مداح احساس کرد مستمعش آماده شده ، بايد مقدمه را تمام کند و به خواندن روضه و اشعار مربوط به آن بپردازد.


روضه خواني
به جرات مي توان گفت که مهمترين و خطير ترين بحث در مداحي ، روضه خواني است. روضه خواني ، فني در مداحي اهل بيت عليهم السلام که بعد از سال ها تجربه و ديدن مجالس گوناگون بدست مي آيد. چون روضه از حساسيت ويژه اي برخوردار است نبايد در ارائه دادن آن عجله نمود و بايد سعي داشت بعد از يافتن تجربه زياد در امر مداحي به آن پرداخت و در واقع آن را در رديف فنوني قرار داد که بعد از سال ها تلاش مستمر بدست مي آيد . چون روضه خواني يک کار عميق و معنواي است که با روح و جان مستمع سر و کار دارد و به دليل همين حساسيت نبايد در روضه خوان شدن عجله نمود ، اگه چه از تمرين آن نيز نبايد غافل شد.
نکاتي پيرامون روضه خواني
1 . تمام روضه اي را که مي خواهيد بخوانيد از منبع معتبر بدست آورده باشيد که يا خودتان آن را در مقتلي خوانده و يا از مداح معتبري که بي سند و غير مستدرک نمي خواند شنيده باشيد ، چون اکثر کج روي ها و بدعت گذاري ها به دليل غير مستند خواندن روضه بوده است.
براي اينکه فرهنگ خرافه پرستي ، جا نيفتد بايد هميشه اين مسئله را مد نظر داشته باشيم که هدف ما گرياندن مستمع نيست ، هدف اشاعه فرهنگ عزاداري و احياء ارزش ها به واسطه آن است . اگر چه روضه اي که همراه با گريه باشد بسيار بهتر است .
2 . براي اينکه مداح بتواند به خوبي از عهده روضه خواني بر آيد شرط آن ، تسلط بر واقعه است زير تسلط نداشتن بر روي روضه باعث عواقبي چون اشتباه خواندن ، اضطراب ، جا انداختن قسمتي از روضه ، جا به جا خواندن وقايع و ... مي شود . مداحي که بر روضه تسلط دارد هيچ وقت ان را جا به جا نمي خواند . کم اينکه اين مسئله زياد ديده شده است که مداحي به دليل عدم تسلط بر روضه ، يا قسمتي از آن را فراموش کرده و جا انداخته است و يا ترتيب آن را به هم زده است.
3 . براي اينکه کسي بر روضه تسلط پيدا کند ، راهي جز تمرين ندارد . تمرين کردن روضه ، ابتدا با گوش کردن نوار و شرکت زياد در مجالس و سپس خواندن روضه در اتاقي خلوت ، براي خود مي باشد با اين ترتيب که تصور شود در مجلس ، براي مستمعين مي خواند و آنچه را که مي خواند ضبط نموده و سپس گوش کند . نتيجه تمرين زياد اين است که در روضه خواني قوي شده و اولين فايده آن اين است که مي تواند در مدت زماني که به او داده مي شود ، روضه خود را بگنجاند. خواه سه دقيقه باشد خواه سي دقيقه
4 . قبل از اينکه مداح روضه بخواند بايد خوب به جوانب و حواشي آن فکر کرده و دقيقا سير روضه را در ذهن خود ترسيم نمايد. با اين کار مي تواند به زواياي دست نيافته اي از روضه دستابي پيدا کند و جملاتي را به عنوان شاخ و برگ روضه ، به آن اضافه نمايد. البته اين کار تجربه زيادي هم احتياج دارد و خيلي از اين زواياي ناشناخته ، با تفکر تنها بدست نمي آيد و لازمه اش اين است که انسا ، خود را در حال و هواي روضه قرار داده و داراي ارتباطي قوي با روضه و اشک بوده باشد . اصولا نبايد روضه را خام تحويل مستمع داد. بايد با شاخ و بگ دادن آن ، در موفقيت بيشتر در راستاي جا افتادن و گرفتن روضه ، کوشيد.
5 . بايد شعر را با روضه تلفيق نمود و همراه با شعر ، روضه را جلو برد ، تا از دوباره گويي مطالب جلوگيري شود . حسن ديگري که اين کار دارد اين است که با اين کار روضه ، جان مي گيرد و اوقع في النفوس واقع مي شود. يعني مداح با روضه خواندن ، مطالب را به اوج برساند اما اوج روضه را با شعر ، تحويل مستمع بدهد که اکثر آن بسيار بيشتر از خواندن مستقل روضه خواهد بود که مستلزم دقت و ظرافت و تجربه زياد مي باشد.
6 . يکي ديگر از نکات قابل توجه اين کار ، روضه خواني به صورت طولي است يعني اگر کسي قبل از شما روضه اي خواند و مجلس را تحويل شما داد ، شما ديگر نبايد همان روضه را مجددا تکرار نماييد. لاجرم بايد به قسمت هايي که در روضه اي قبلي بدانها اشاره اي نشده بپردازيد تا مکمل روضه قبلي باشد.
7 . مسئله بسيار مهمي که بايد رعايت شود و هميشه مد نظر قرار داشته باشد ، کم خواندن روضه و مصيبت است زيرا طول دادن روضه باعث خستگي ، کدورت و در بيشتر اوقات ، موجب زدگي مستمع از مجلس روضه مي گردد . بايد با کوتاه خواندن روضه ، مستمع را تشنه گذاشت تا علاقه او هميشه نسبت به مجالس مذهبي پايدار باشد. به قول يکي از اساتيد بزرگوار ، کم خواندن هميشه چيز خوبي است چرا که اگر بد خواندي ، همه مي گويند : بد خواند اما خدا پدرش را بيامرزد که زود تمام کرد و اگر خوب خواندي مي گويند : خوب خواند اما حيف که زود تمام کرد . پس در هر دو صورت بايد اين مسئله رعايت شود.
8 . يکي از وظايف شخصي مداح بحث پيام داشتن روضه است . مداح اهل بيت عليهم السلام دليل جايگاه بلندي که در بين مردم دارد ، رسالت سنگيني هم بدوش مي کشد . يکي از اين رسالت ها ، پيام رساني و هدايت جمع است و لذا بايد سعي شود در اثناي خواندن به مسائل اعتقادي ، انجام واجبات ، ترک محرمات ، نيکي به والدين ، ادب ، تقوا ، بردباري در برابر مصائب ، عشق به اهل بيت عليهم السلام امر به معروف و نهي از منکر و ... اشاره شود .
9 . خواندن روضه هر روضه و مصيبت جاي خود را دارد . بعضي از روضه ها هستند که به جهت حفظ قداست و حرمت آنها ، فقط بايد در شب مخصوص خود خوانده شوند مثلا خواندن روضه وداع و قتلگاه البته با آن شور و التهاب شب عاشورايي ، در دعاي توسل هاي هفتگي و اين گونه مجالس درست نيست و به اعتقاد بزرگان اين روضه ها را فقط بايد شب عاشورا خواند .
10 . در روضه خواني نبايد فقط به ارائه داستان پرداخت و به نقل جريان تاريخي آن بسنده کرد که مثلا بله ، در جنين روزي حضرت رفت جنگيد و چگونه به شهادت رسيد. بلکه مانور دادن روي شخصيت هاي داستان از ارزش بالاتري برخوردار است تا محدود به نقل داستان نشده باشد و مقام امامت و مظلوميت ائمه به خوبي به تصوير کشيده شود که در راستاي شناخت ائمه اطهار عليهم السلام و نزديگ شدن به آنها از آن استفاده معنوي بشود . پس نبايد روضه خوان حالت قصه گو پيدا کند . بايد با روضه خواني به ترسيم مظلوميت ائمه بپردازد.
11 . چه زيبا و پسنديده است که مداح در حين اجراي برنامه ، خود نيز توسل داشته باشد و فقط به مردم فيض نرساند و خود بي بهره باشد . مداح بايد خود نيز از فيض معنوي روضه خواني بهره مند شود و اشکي بريزد اما بهتر است که حظ بردن مداح ، سبب خارج شدن نظم مجلس را از دست او و عدم توانايي در ادامه دادن ان نگردد و بيشتر به وظيفه خود بپردازد ، اگر چه عزيزان مداح حظ کافي و وافي را مي برند.
12 . يکي ديگر از مسائلي که بايد در روضه خواندن رعايت گردد ، همسان بودن و مطابق بودن لحن خواننده با روضه است. يعني جملات را طوري ادا نمايد که خطابي بودن ، سوالي بودن ، خواهشي بودن ، منفور بودن و ... از لحن مشخص باشد ، طوري که مستمع از لحن روضه خوان ، غزض از جملات را بفهمد ، نه اينکه در کلمات خرد شود تا مقصود مداح را متوجه کرد و بدين ترتيب رشته کلام از دستش خارج نگردد و متوجه گردد که مداح در ان سر و صدا ، چه مي خواهد بگويد.
13 . به عزيزان مداح توصيه مي شود که فقط مستمع شان را مورد خطاب قرار ندهند و تمام جملاتي که مي گويند ، حالت تخاطب نداشته باشد بلکه خود را نيز مخاطب قرار داده و حديث نفس کنند. اين شيوه در مجالس دعا و زيارات حتما بايد رعايت شود تا موجب دلخوري و ناراحتي کسي نشود. بهتر است چه در تعريف و تمجيدها و چه در سرزنش ها خود را هم مخاطب قرار دهد.
14 . گاهي ديده مي شود وقتي عزيزي ، جايي از روضه را اشتباه مي خواند و يا به هر ترتيبي نمي تواند به خوبي از پس روضه خواني بر آيد ، ناراحت شده و خود را سرزنش مي نمايد. مداح اهل بيت عليهم السلام بايد با توکل و استمداد از اهلبيت عليهم السلام بالاخص ان امامي که مجلس به نام او بر پاده شده است وظيفه خود را انجام دهد و به هيچ وجه از نتيجه کار هراس نداشته باشد که ما موظف به تکليفيم نه مامور به نتيجه البته اين بندان معني نيست که اگر نمي تواند هم بايد روضه بخواند بلکه اگر تسلط کافي ندارد به هيچ وجه نبايد مبادرت به ان ورزد زيرا يک کلمه کم وزياد در ان مي تواند اثر سوئي داشته باشد.
15 . مقتضيات مجلس را بايد هميشه و در همه حال رعايت نمود و مداح خوب بايد هميشه رعايت آن را بند اول کار بداند. از مقتضيات مجلس مي توان مقتضيات سني ، فرهنگي ، زماني ، مکاني و معنوي را نام برد که هر يک از اينها جداگانه ، تاثير خاص خود را بر مجلس دارد و بايد به همگي آنها توجه داشت که مثلا چه گروه سني هستند ، تحصيل کرده اند ، از چه قشري از جامعه هستند ، مجلس چه شبي است ، در کجا بر پا شده و آيا مستمع هيئتي است و يا غير هيئتي و به تناسب ان روضه را تنظيم نمايد.
16 . مسئله بعدي همراه بودن مداح و مستمع است يعني مداح بايد روضه را به تناسب حال مجلس جلو برد و هر جا که حس کرد مستمع اشتباع شده ، هماهنجا روضه را قطع نمايد. همچنين در جواب گرفتن ها و زمزمه کردن ها بايد ببيند که روحيه مستمع چگونه است . اگر حال ندارد جواب را پايين بگيرد و يا اصلا زمزمه نکند و روضه را زودتر به اتمام رساند زيرا در حل حاضر مستمع شما گنجايش پذيرايي روضه را ندارد که دلايل زيادي مي تواند داشته باشد که بعدا به ذکر انها خواهيم پرداخت.
17 . روضه خواني به سه قسمت تقسيم بندي مي شود : مقدمه ، اوج ، فرود
مقدمه روضه همان اشعار ابتداي روضه است که بايد در پرده هاي پايين خوانده شود . کم کم مداح صداي خود را بالا برده و بر سرعت ادا جملات مي افزايد  تا جايي که به بالاترين سطح خود مي رسد که اوج روضه نام دارد.
مستمع را نبايد زياد در اين حال نگه داشت و بعد از گفتن جملات متناسب اين قسمت که معمولا سوزناک ترين جملات روضه است بايد به يک مکث کوتاه و فرود آوردن صدا ، روضه را کم کم به اتمام رساند . نکته مهمي که در اينجا وجود دارد اين است که مستمع را نبايد زياد در اوج روضه نگاه داشت ، البته به تغيير مقتضيات مجلس ، اين مسئله نيز متفاوت مي شود چون اگر مستمع هيئتي است و مجلس نيز شب شهادت بر پا شده و مقدمات اشک گرفتم فراهم است مي توان آن را به ميزان حال مجلس حتي تا يک ساعت هم افزايش داد ، مثل مجالس شب عاشورايي
18 . يک مداح خوب بايد از تمام توانايي هاي خود بهره بگيرد . يکي از اين توانايي ها تحريک احساسات و عواطف روحي است که مداح مي تواند به اصطلاح براي داغ تو نمودن روضه از آن کمک بگيرد مثلا با ترسيم حسن و سراي مولايمان امام حسين (ع) و بيان کيفيت مجلسي که در انجا بر پا شود و يا قرار دادن مستمع در حال و هواي حرم امام حسين (ع) وي را براي پذيرش آن آماده تر نمايد و از احساسات او براي جلوبردن مجلس کمک بگيرد که اثر شايان ذکري در تعميق روضه و زياد شدن تاثير ان بر مستمع خواهد داشت . امام برانگيختن احساسات و عواطف نبايد حالت وهن به روضه پيدا کند و سبب سبک شدن آن گردد.
19 . مسئله اي که بهتر است مداح در دهه هاي عزاداري بداند ، ترتيب شب هاي آن مي باشد ، همان طوري که مي دانيد هر شب از دهه هاي محرم ، فاطميه ، شهادت حضرت امير المومنين (ع) داراي يک نام بخصوص مي باشد که مداح بهتر است آن را بداند تا با بقيه همکاران خود هماهنگ باشد و مطالب مربوط به همان شب را اماده و مهيا سازد و سعي داشته باشد که علاوه بر ياد گرفتن نام شب هاي هر دهه ترتيب آن را نيز حفظ نمياد .
دهه اول محرم

شب نخست : حضرت مسلم (ع)
شب دوم : ورود به کربلا
شب سوم : حضرت رقيه (س)
شب چهارم : دو طفلان حضرت زينب (س)    حضرت حر (ع)    دو طفلان مسلم (ع)
شب پنجم : عبدالله بن حسن (ع)
شب ششم : قاسم بن حسن  (ع)
شب هفتم : حضرت علي اصغر (ع)
شب هشتم : حضرت علي اکبر (ع)
شب نهم : حضرت عباس (ع)
شب دهم : شب عاشورا و وداع امام حسين (ع)
شب يازدهم : شاه غريبان

فاطميه
شب اول : آتش زدن در و ديوار
شب دوم : کوچه بني هاشم
شب سوم : بستر
شب چهارم : شهادت
شب پنجم : شام غريبان    حضرت عباس (ع)

شب هاي قدر و شهادت حضرت امير المومنين (ع)
شب اول : ضربت خوردن
شب دوم : بستر
شب سوم : شهادت

نکته : البته ساير شب هاي محرم و صفر نير داراي نامگذاري مي باشد مانند : دروازه کوفه ، تنور خولي ، مجلس عبيد الله ، دير راهب ، دروازه شام ، مجلس يزيد ، دو راهي کربلا ، اربعين ، بازگشت به مدينه ، بشير و ... امام داراي ترتيب خاصي نمي باشند.
20 . اگر مداح بتواند در اثناي روضه خواندن ، از خواندن جملات عربي مقاتل نيز در جاي خود استفاده کند بسيار مثمر ثمر خواهد بود که لازمه آن سر و کار داشتن با مقاتل مي باشد که جملات پر معنا و کوتاهي را از آن برگزيده و هميشه حفظ داشته باشد تا در جاي مناسب از ان استفاده نمايد .
21 . در روضه خواني رعايت شان اهل بيت عليهم السلام نکته بسيار مهمي است که حتما بايد مورد توجه قرار گيرد از بکار بردن جملاتي که باعث وهن به مقام منيع آنها بوده و يا دور از شان والاي آنها مي باشد بايد اجتناب ورزيد و کمال ادب را در مورد آنها رعايت کرد مثلا به جاي جمله حضرت گفت بگويد حضرت فرمود و يا به جاي شخصي به حضرت گفت بگوييد شخصي به حضرت عرضه داشت و جملاتي از اين قبيل که حاکي احترام و ادب بيشتر نسبت به انها مي باشد استفاده نمود.
22 . در مقاتل موجود به دليل وجود اقوال مختلف ، بايد اقوالي را که به واقعيت نزديک تر جلوه مي کند را انتخاب کرد ، زيرا بعضي اقوال هستند که با قطع نظر از درستي يا غلطي باور آنها براي مستمع کار مشکلي است که بايد از بکار بردن اين اقوال در مجلس ( به خصوص مجلس جوانان و تحصيل کرده ها ) پرهيز کرد مثلا اين قول که بعد  از شهادت امام حسين (ع) سه روز و سه شب در کربلا باران خون آمد . کاري به غلط بودن يا صحيح بودن آن نداريم بلکه چون باور ان براي مستمع مشکل است ، بايد از آن دوري کرد.
23 . بکار بردن کلمات امروزي در روضه صحيح نمي باشد و بايد به همان شکل قديمي و سنتي انها استفاده شود مثلا نبايد به جاي کلمه عمود بگوييم گرز و يا به جاي کلمه خيمه بگوييم چادر. بايد معادل هر واژه اي را پيدا کرد و همان واژه قديمي را بکار برد . همچنين در صحبت هاي معمولي نيز دقت کنيم . مثلا به جاي لامپها را خاموش کنيد بگوييم : چراغ ها را خاموش کنيد يا نور مجلس را کم کنيد و يا به جاي بلند شويد سينه بزنيم بگوييم احترام کنيد روي پا بايستيد .
24 . احترام مستمع را در همه حال بر خود واجب بدانيم و خداي ناکرده او را براي اينکه سينه نمي زند و يا صداي ناله اش نمي آيد ، سرزنش ننمائيم مثلا نگوييم : مجلس امام حسين (ع) تماشاچي نمي خواهد . هميشه با احترام و ادب از مستمع خواهش کنيم که فلان کار را انجام دهد و يا با تحريک احساسات و بر انگيختن عواطف او را تشويق به سينه زدن و يا ناله زدن نمائيم
25 . اين گزيده اي بود از نکات قابل توجه روضه خواني که اميدواريم مورد استفاده و رضايت شما قرار گرفته باشد . و خاطر نشان مي شويم که مداحي يک کار تئوريکي نيست که فقط به نکته پردازي در آن بسنده شود . نکاتي را که تا به اينجا گفتيم ، شايد به نظر کسي ساده بيايد امام همين ها احتياج به سال ها تمرين و تجربه و مجلس گرداني دارد ، تا براي شخص ملکه شود.


زمزمه
زمزمه در اصل تکرار زير لب کلماتي است که در حين روضه براي همنوايي بين مستمعين صورت مي گيرد . مثلا وقتي مدتي روضه خوانده شد مستمع ميل دارد نام نامي حسين عليه السلام را زمزمه کند که در بعضي مواقع ، مداح براي شور افکندن در مجلس او را دعوت به اين کار مي تمايد . مثلا روضه را خوانده و حالا باري همه گير شدن ناله ها به مستمع مي گويد : ناله بزن حسين !
اين اصل زمزمه است اما پويايي در سبک ها روضه خواني باعث شده تا زمزمه حالتي کلاسيک تر به خود بگيرد تا جايي که براي اين کار ، شعري مجزا در يک سبک خاص خوانده مي شود . در واقع زمزمه ، قسمتي از روضه خواني به شمار مي رود و فن قوي و خوبي در رسيدن به هدف محسوب مي شود.
زمزمه ها به چند دسته تقسيم مي شوند :
1 . زمزمه هايي که از شور و هيجان ناشب از شنيدن اوج روضه و فرود مداح صورت مي گيرد و به صورت خود جوش در بين مستمعين مي باشد و در واقع مستمعيني که داراي سابقه و تجربه زيادي در مجلس نشيني هستند ، به خوبي جاي اين زمزمه را مي دانند و با اين کار بقيه را نيز تشويق به همکاري مي نمايند . همان طوري که گفته شد اين نوع زمزمه بدون هيچ گونه پيچيدگي بوده و معمولا ذکر حسين جان مي باشد.
2 . زمزمه هايي که همان شور و هيجان فوق را دارد و باز بدون هيچ گونه پيچيدگي به صورت يک کلمه اي اجرا مي گردد با اين تفاوت که مداح هم نقشي در آن دارد و مانند حالت قبل همه آن بر عهده مستمع نيست ، مثلا بعد از مقداري روضه ف براي مخاطب قرار دادن وجود مقدس حضرت ، مستمع کلماتي را مي گويد و ان را بدون هيچ سختي همان طوري که از دل بر مي آيد پاسخ مي دهد .
مثلا غريب ( حسين ) مظلوم ( حسين ) بي کس ( حسين ) عطشان ( حسين ) و مستمع فقط اهنگ صداي خود را شبيه آهنگ صداي مداح مي کند و هيچ سبک و سياق ديگري هم در کار نيست .
3 . زمزمه هايي که داراي يک شعر و يک سبک مستقل هستند و مداح در آن نقش بيشتري ايفا مي کند که اين نوع زمزمه امروزه بيشتر در عزاداري ها به چشم مي خورد به اين ترتيب که يک قسمت از آن را مداح بعنوان دم استفاده کرده و از مستمع جواب مي گيرد و بقيه را خود مي خواند و در پايان هر بندي جواب از مستمع مي خواهد . از زمزمه هاي بسيار سوزناک و معروف :
خودم ديدم خودم ديدم که مادر پشت در افتاد
ميان شعله آتش خدايا محسن اش جان داد
مرو مادر ...
مزيت زمزمه اين است که جذابيت و حزن موجود در سبک آن ، سبب بهره مندي بيشتر مستمع از روضه مي شود . در مورد دو قسم اول هم بايد بگوييم که جاي اين گونه زمزمه ها به هيچ وجه در اوج نيست و آن شيريني و لطافت را در اوج نخواهند داشت بلکه زيبايي آن در پرده هاي پايين و جايي است که بدون هيچ گونه سر و صدايي مداح ، آن را آرام و دلنشين خوانده و مستمع مي تواند آرام آرام آن را بگويد و اشک بريزد و با زمزمه حال پيدا کند.
فايده
در قسم سوم زمزمه گفتيم سوز و ملاحتي که در سبک اين گونه زمزمه ها وجود دارد باعث اثر گذاري بيشتر در مجلس هم مي شود به همين دليل مي توان از نوحه هايي که سبک آنها بيشتر سوزناک است تا حماسي نيز به عنوان زمزمه استفاده نمود چنانچه اساتيد هم از بعضي نوحه ها براي زمزمه کردن استفاده مي کنند مانند :
تنها ترين مسافرم پرستوي مهاجرم
خون مي چکد ز محملم گل دلم گل دلم
مي مي رود ز خاطرم تبسم برادرم
گل کرده در مقابلم گل دلم گل دلم
انتخاب به سليقه مداح و مقتضيات مجلس مي باشد .
توجه : فراموش نکنيم که مداح خوب هميشه بايد رعايت حال مستمع را بکند . اشعار زمزمه بيشتر براي گرفتن اشک از مستمع خوانده مي شود و معمولا در آخر روضه انجام مي گيرد .
بايد مواظب باشيم که طولاني نشده و باعث ملال آور شدن آن نگردد و اگر مي بينيم که هنوز خواندن آن جا دارد و مستمع پذيرش آن را در خود مي بيند آن را اجرا نماييم و گرنه ادامه ندهيم تا نه اصطلاحا شعر هدر برود و نه مستمع خسته شود.


زمينه
بعد از خواندن روضه و شعر نوبت به خواندن زمينه مي رسد که در واقع حکم آماده شدن براي نوحه را دارد . زمينه نوحه اي کوتاه با سر بند هاي محزون است که ابيات ان از سه يا چهار بند تجاوز نمي کند و مستمع به صورت نشسته جواب مي دهد و به سينه مي زند . به اين وسيله به مستمع فرصت داده مي شود که خود را آماده براي سينه نمايد و همين طور که آرام آرام جواب کوتاه آن تکرار مي کند و به سينه مي زند صف هاي سينه زني تشکيل مي شود.
زمينه به دو دسته تقسيم مي شود :
1 . زمينه همراه با جواب
که داراي بند هاي کوچک و يک کلمه اي بوده و به سادگي مي توان از مستمع جواب گرفتن مثلا :
فاطمه يا فاطمه فاطمه يا فاطمه
عرش حق را قائمه فاطمه يا فاطمه
اين زمينه ممکن است شعري بسيار ساده و محزون باشد که خوانده مي شود و مستمع فقط سينه مي زند . اما در پايان زمينه خواني يا بعد از هر دو بيت يک کلمه جواب گرفته مي شود و اين زمينه به پايان مي رسد مانند :
بيا اي يوسف زهرا تماشا
ببين خون مي چکد از چشم سقا
جواب : من ز عشق تو مستم  گشته جدا دو دستم
2 . زمينه بدون جواب
در اين زمينه خواني کلا جواب گرفته نمي شود و فقط يک شعر ساده به جهت سينه زني خوانده شده و مستمع آماده نوحه مي گردد مانند :
اي سحرگاه شب قدر حسين
روي تو باشد مه بدر حسين
کي سزاوارت بود ويرانه اي
جاي تو باشد فقط صدر حسين
کاش جانم مثل جانت خسته بود
استخوانم مثل تو بشکسته بود
کس به مانندت سر بابا نديد
تو چرا با عمر کم قدرت خميد
جواب : يا حسين و يا حسين و يا حسين
که البته در پايان اين نوع زمينه ها نيز معمولا براي حفظ هماهنگي يک کلمه جواب گرفته مي شود .
در خواندن زمينه رعايت اين نکات الزامي است :
زمينه هايي که همراه با جواب هاي کوتاه يک کلمه اي هستند مانند فاطمه يا فاطمه   با دو دمه دادن يا شور دادن و يا تند کردن همان يک ذکر به اتمام مي رسود ، و چنانچه مستمع حال جواب دادن را ندارد بهتر است زمينه را با يک ذکر مصيبت بسيار مختصر با ملايمت تمام کرده و مستمع را آماده نوحه نماييم .
ادب مداحي اقتضا مي کند که اگر مداح ديگري بخواهد در زمينه خواندن ، مجلس را از همکار خود تحويل بگيرد ، حتما چند بند ديگر ، زمينه با همان سبک قبلي ادامه دهد تا هم مستمع تمرکز حواسش از بين نرود و هم ادب مداحي را رعايت کرده باشد که در بحث آداب و ادب مداحي مفصلا به بيان اين گونه مسائل خواهيم پرداخت .
اگر مداح قبل از زمينه ، زمزمه طولاني از نوع سوم نيز خوانده بهتر است ديگر از خواندن زمينه صرف نظر کند زيرا تعدد سبک هاي مختلف باعث گيج شدن و خستگي مستمع مي شود.
پايان زمينه ، جاي بسيار مناسبي براي گرفتن يک آمين بلند براي فرج امام زمان (عج) است . مداح با دعوت مستمع مستمع به گفتن چند بار ذکر مقدس يا زهرا يا حسين و يا صاحب الزمان مجلس را آماده مي سازد اما بايد توجه داشت که به کار بردن اين اذکار بايد طوري بلند باشد که مستمع را از حالت خمودگي بيرون آورده و او را مهياي سينه زني کند زيرا اگر با همان حالت آرام و ملايم از زمينه خواني وارد نوحه بشويم ، خستگي مستمع در اثر روضه و گريه ، در او باقي مانده و باعث مي شود که نوحه را خوب جواب ندهد. به همين دليل زمينه را با شور دادن و يا آمين بلند گفتن از اين حالت در مي آوردند . حالا که مستمع را آماده سينه زدن نموديم ، سه بند نوحه رو خوانده و سينه زني آغاز مي شود.


نوحه
نوحه شعري داراي وزن و قافيه و ريتم خاص است که مستمع آن را جواب داده و به سينه مي زند . قبل از اينکه به بحث نکات در نوحه خواني بپردازيم بهتر است با ساختار ان بيشتر آشنا شويم که داراي چه قسمت هايي است .
نوحه شعري است که داراي چند فصل مي باشد که به آن بند گفته مي شود و هر بند ، با جواب به اتمام مي رسد که بند اول نوحه تماما يا قسمتي از آن توسط سينه زن پاسخ داده مي شود . هر بند نوحه خود داراي سه بخش است :
1 . سر بند :
بيت آغازين هر بند از نوحه که بايد توسط سينه زن پاسخ داده شود را سربند گويند که يک يا دوبيت شعر کامل است . مانند :
پرستوي علي از آشيانه مي رود
شکسته بال و پر از چه شبانه مي رود
مدينه در کجا مزار فاطمه
چگونه شد خزان بهار فاطمه
يا زهرا يا علي (2)
2 . گوشواره :
قسمت دوم از هر بند نوحه گوشواره مي باشد که شعر نيست و در واقع چند کلمه هم قافيه است که معمولا با ريتم سينه زني هماهنگي بهتري دارد و محل نواختن سينه ، از وزن اين کلمات به خوبي هويداست مثل :
کنار مرتضي عزيز مصطفي ( فتاده از نوا ) 2
مريض خانه امير المومنين ( شده حاجت روا ) 2
گوشواره : علي با چشم تر بگفتا همسفر مرا با خود ببر ( مرو يا فاطمه )
3 . جواب :
کلمه اي است که در آخر هر بند از نوحه ، چند بار با يک سبک تکرار مي گردد و معمولا نام همان معصولي است که نوحه راجع به اوست مثل اين نوحه :
از پگاهان تا دل شب کس نداند من چه ديدم
پيکر بي جان خود را بر مزار تو کشيدم
تا ابد شب زنده دارم تا سحر شمع مزارم
در کنار تربت تو دم به دم جان مي سپارم
جواب : فاطمه جان ( 4 )
تذکر :
اين گونه اصطلاحات عرفي هستند و تعريف مشخص و دقيقي ندارند . ممکن است در بعضي مناطق ، طور ديگري استعمال شوند مثلا به بند اول که دُم نوحه است ، سرند و يا جواب نيز گفته مي شود که براي جلوگيري از اشتباه بين بند اول و سر بند ، از همين کلمه دّم استفاده مي کنيم. حال که نوحه را شناختيم نوبت به بيان نکاتي که در نوحه خواني وجود دارد مي پردازيم . نکات حائز اهميت در نوحه خواني به قرار زير است :
نوحه بايد حداقل دو بند و حداکثر سه بند باشد . البته اين مسئله در مورد نوحه هايي است که بند اول آن تماما جواب داده مي شود ، اما اگر قرار باشد سينه زن فقط کلمه جواب نوحه را پاسخ گويد مي توان تعداد بند ها را افزايش داد.
حتي المقدور بند اول نوحه که دّم گفته مي باشد با ادا کردنش براي سينه زن آسان باشد به طوري که به سهولت ان را ياد بگيرد و راحت پاسخ گويد که باعث راحتي کار مداح و سينه زن است.
دّم نوحه نبايد اصل مصيبت باشد ، زيرا با خواندن هر بند ، سينه زن بايد دم پاسخ را بگويد که اگر اصل مصيبت در آن نهفته باشد به دليل تکرار زياد ، جالب نخواهد بود بلکه دم ، بايد مطلبي کلي ، سطحي و بدون تنش در شعر باشد . اصل مصيبت بايد در بند آخر بيايد تا ترتيب مجلس هم رعايت شود . زيرا اصل مصيبت شيرازه نوحه است و اگر آن را همان اول بخوانيم ديگر چيزي براي آخر نوحه باقي نمي ماند . ترتيبي که در ميان مطالب روضه خواني است بايد در نوحه خواني هم بوده تا از او جذابيت لازم برخوردار باشد . پس اگر نوحه اي به دست شما رسيد که خواستيد آن را در مجلسي بخوانيد ابتدا بايد ترتيب مطالب آن را با ترتيب بند ها چک کنيد.
نکته ديگر اين است که دم را بايد قسمت قسمت به سينه زن تفهيم کرد. نه اينکه يک دور کامل آن را بخوانيم و مجددا به اول آن بازگرديم . چون سر بند نوحه ، يک بيت شعر کامل است يادگيري آن مشکل تر از گوشواره و جواب مي باشد. پس بهتر است ابتدا سر بند را به سينه زن خوب تفهيم کنيم.


واحد
بعد از خواندن نوحه ، نوبت به خواندن واحد مي رسد ، که در واقع خود ، نوعي نوحه مي باشد و معمولا بدون جواب خوانده شده و در بعضي مناطق کشور ، همراه با جواب مي باشد . اما نوحه واحدي که معمول و متعارف قم ، تهران و استان هاي مرکزي کشور مي باشد ، به دو قسمت واحد سبک و واحد سنگين تقسيم مي گردد که پويايي در سبک مداحي امروزي ، باعث سرايت انواع ديگر واحد خواني در ان شده است .
1 . واحد سبک ( نوس )
در اين نوع واحد خواني ، شعري به صورت آرام و بدون تنش خوانده شده و سينه با آهنگ زماني با فاصله ، نواخته مي شود و بسيار به آرامي و ملايمت شروع مي گردد تا سينه زن هم بتواند اشک بريزد و هم سينه بزند و رفته رفته مداح ، حالت حماسي به خود گرفته و آهنگ نواخت سينه را کمتر مي کند سينه در فاصله زماني کوتاه تري نواخته مي شود.
براي اينکه يکنواختي واحد ، باعث خستگي سينه زن نگردد و همچنين اگر خسته شده ، نفسي تازه نمايد ، مي توان در بين اشعار آن ، ذکر را بلند و حماسي از سينه زن گرفت که اين کار باعث مي شود که خستگي اش بدر آيد و به هماهنگ تر سينه زدن تحريک شود. بعد از چند بند واحد خواندن ، چند ذکر يک کلمه و کتاه مي دهيم تا سينه زن بدون سينه زني جواب دهد.
مثلا :
غريب حسين ( حسين حسين )
عطشان حسين ( حسين حسين )
ذکر اين نکته لازم است که مداح ، صداي خود را بايد با لحن شعر بالا و پايين ببرد و در واقع مداح هميشه و هر جا و در هر گونه مجلسي بايد با لحن شعر پيش رود تا دوگانگي در معناي ان براي مستمع و سينه زن پيش نيامده و از يکنواختي نيز به در آيد .
واحد سبک با مظلوم کشيدن مياندار به اتمام مي رسد . مظلوم کشيدن ، گفتن بعضي اذکار و شعارها و گرفتن جواب از سينه زن است تا مداح فرصت داشته باشد که به بررسي اشعار بعدي اش بپردازد و يا مجلس را به همکارش واگذار نمايد و يا اينکه نفسي تازه کند که به اين کار مستلزم هماهنگي بين مداح و مياندار هيئت مي باشد.
2 . واحد سنگين
بعد از مظلوم کشيدن ، مداح بايد سريع و بدون وقفه شعري را با آهنگ زماني کوتاه در نواخت سينه ، و با لحن حماسي تر از قبل بخواند . که معمولا از اشعار قديمي و بحر طويل هايي که بعد از سال ها جايگاه خود را حفظ نموده استفاده مي شود . اين طور رسم است که اشعاري از حضرت اباالفضل العباس (ع) به دليل القاي روحيه حماسي در شعر و همچنين توسل به مقام باب الحوائجي ايشان خوانده مي شود.
واحد سنگين با دودمه به اتمام مي رسد.


دودمه
دودمه شعري است دو بندي که عزاداري ها و حرکت دسته جات ، مورد استفاده زيادي دارد و در واقع نوحه اي است که سينه زن بسيار سريع آن را ياد گرفته و فورا به سينه اش مي زند و بعضا احتياج به هيچ گونه مقدمه و موخره اي هم ندارد که دو بند مجزا از هم دارد و ممکن است دو بيت و يا دو مصرع بوده باشد که مي توان از آن براي پايان عزاداري در هر جاي مجلس و همچنين در عزاداري هاي مختصر به طور مستقل استفاده نمود مانند :
محراب و مسجد گشته درياي خون
روي اميرالمومنين لاله گون

کوفه دگر مولا ندارد
زينب دگر بابا ندارد

آيد نداي قد قتل از سماء
اهل زمين شد کشته شيرخدا
و يا از اشعاري کوتاه تر استفاده مي گردد مثل :
اي اهل حرم مير و علمدار نيامد
علمدار نيامد علمدار نيامد
سقاي حسين سيد و سالار نيامد
علمدار نيامد علمدار نيامد
و يا اذکاري بسيار ثليت تر و روان تر مثل :
فرياد يا محمدا  
حسين رسيد به کربلا

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است مکن ای صبح طلوع

عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع

شيوه خواندن دودمه به اين شکل است که ابتدا سينه زنها به دو گروه مجزا از لحاظ جواب دادن تبديل شده ، دسته اول بند اول را مي خواند و به سر مي زند و دسته دوم فقط سينه مي زند، سپس دسته دوم بند دوم را خوانده و به سر مي زند اما حالا دسته اول بايد به سينه بزنند. دودمه را معمولا بعد از خواندن واحد در حالت حرکت و طواف کردن مي خوانند و در پايان هر بند ، براي اجراي بند بعدي توسط دسته ديگر ، يک ذکر حسين داده مي شود.
دودمه را کم کم تند کرده و به شور تبديل مي نمايند و اين قسمت نيز با شور دادن و نشستن خاتمه مي يابد. همچنين مي توان بعد از روضه در مجالس کوتاه و محدود ، يک دودمه داد و براي عزاداري با همان چند لحظه اي به سينه زد. همچنين در مجالس دعا و زيارات که مجالي براي سينه زني مفصل وجود ندارد مي توان اين کار را کرد.


شور
همان گونه که با شور آشنايي داريد ، نوعي سينه زني ساده و نشسته همراه با التهاب زياد است که ناشي از ريتم تند و جانسوز بودن آن مي باشد. به اين صورت که سينه زنها نشسته و ذکر هاي کوتاه را ، با توجه تکرار کرده و بدون هيچ پيرايه اي به سينه مي زنند و نمونه خوبي از عزاداري پر سوز و حال ، و در عين حال ساده و بي آلايش است . اين گونه عزاداري معمولا مناسب هر گونه مجلسي اعم از بزرگ ، کوچک ، هفتگي ، دعا ، زيارت و ... مي باشد . چون احتياج آن چناني به ميانداري قبل از اينکه سينه زن سر پا بايستد بايد دم را آن قدر تکرار کنيم که تقريبا حفظ شود و تا آن را اجمالا ياد نگرفته ، نبايد روي پا بايستد. زيرا سينه زن به محض ايستادن مي خواهد به سينه اش بزند و چون خوب دم را نياموخته ، براي مداح مشکل ايجاد مي کند . سينه زن بايد به همان حالت نشسته بر سر بزند و مداح آن را برايش چند بار تکرار کند. به جواب يا گوشواره که رسيد ، بايستد و به سينه بزند.
براي اينکه سينه زن از سر به سينه اش بزند ، بايد از گوشواره ها استفاده کرد زيرا به خاطر کوبندگي که در وزن شعري گوشواره وجود دارد ، سينه زن خود به خود تحريک به سينه زدن مي شود . بايد گوشواره ها را کوبنده و حماسي خواند تا سينه زن هماهنگ تر سينه بزند.
وقتي سينه زن در حال پاسخ گفتن دم است ، براي اينکه سر بند ها و يا گوشواره ها يادش نرود ، مداح بايد آن را به ياد سينه زن بياندازد و بدون لحن کلمه سربند يا گوشواره و جواب را بگويد تا يادش بيايد. اما نبايد در يادآوري آن زياده روي کرد زيرا در اين صورت سينه زن ، دم را خوب ياد نمي گيرد و شما مجبور هستيد که تا آخر نوحه خواني سر بند ها و گوشواره ها را ياد او بياندازيد . بهتر است هامن اول با تکرار ، آن را خوب براي سينه زن جا انداخت که بعدا نياز به ياد آوري زياد نباشد و سينه زن هم در حفظ دم کُند نشود.
اگر خواستيد نوحه جديدي را بخوانيد حتما مياندار را در جريان بگذاريد تا باعث ناهماهنگي نشود . مداح هميشه بايد هماهنگ با مياندار باشد و يادآوردي کردن دم را بيشتر به عهده او بگذارد و خود بر حالات سينه زن ، وقت مجلس ، اشعار بعدي و ... نظارت داشته باشد. البته ناگفته نماند مياندار مجلس ، بايد تسلط کامل بر کارش داشته باشد و الا اين وظيفه را به او محول نکنيد چون کار مياندار خوب ، کمتر از کار مداح نيست.
بين بند هاي نوحه ف بعد از جواب دادن يا قبل از آن مي توان ابيات ناب و روضه کوچکي خواند . البته اگر به همان يکي دو بيت بسنده شود اثر بهتري خواهد داشت ، چون سينه زن به اندازه کافي قبل از سينه زني ، روضه گوش کرده و خواندن روضه مفصل زياد برايش لطفي ندارد .
البته بايد ديد حال سينه زن چگونه است . اگر باز هم پذيرش شنيدن روضه داشت اشکالي ندارد . اما ما طرفدار شعر خواندن در اينجا هستيم و اعتقادمان بر اين است که نبايد گذاشت عرق سينه زن خشک بشود.
نوحه به بند اخر که رسيد ، کم کم بايد با گفتن ذکر يا حسين و حسين سينه زني را متوقف نموده و سينه زني را به اتمام رساند.


پايان مجلس و دعا
پايان مجلس از اهميت ويژه اي برخوردار است چون بعد از ساعتي توسل پيدا کردن و عرض ادب نمودن ، به قول معروف نوبت به مزد گرفتن مي رسد. اما متاسفانه به ان کمتر بها داده مي شود و گروهي در پايان سينه زني از جاي خود بلند شده و با رفت و آمد نظم مجلس را به هم مي زنن . آخر مجلس نبايد در نظر ما کوچک جلوه کند زيرا تا الان دري را براي گرفتن حاجتي زده ايم حالا که در گشوده شده نبايد راه مان را کج کرده و دست خالي برگرديم .
معمولا در پايان مجلس بعد از ذکر توسلات و عزاداري ها حال خوشي براي مستمع پديد مي آيد که مي توان از آن استفاده کرد و چند بيتي بر مجلس افزود. ابياتي که در اخر خوانده مي شود معمولا روضه نيست بلکه توسلاتي به صاحب اصلي مجلس امام زمان (عج) مي باشد.
همچنين بسته به حال مجلس مي توان باز هم توسلي داشت به معصولي که مجلس مربوط به اوست و حرف هاي پاياني را زد و مجلس را به امضاي آن وجود عزيز رساند و به پايان برد.

 

منبع
















 








 


(ما را از نظرات خود بهره مند سازید)

تعداد بازديد : 206
نویسنده : منتظر المهدی در شنبه 06 ارديبهشت 1393 | نظرات()

Web Template By : Samentheme.ir

خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
سایت ما در آپارات
آخرین ویدیو سایت
لوگوی شما